خلاصه کتاب آئین سخنرانی

آئین سخنرانی
دیل کارنگی

مقدمه:

دیل کارنگی اولین دوره تدریس سخنرانی را در سال ۱۹۱۲ در مدرسه‌ای شروع کرد. دیل کارنگی موفقیت‌های عظیمی را در این زمینه کسب کرد زیرا معتقد بود که یادگیری سخنرانی خواستن و تلاش برای کسب آن است و نیازی به استعداد و توانایی ذاتی نیست. کتاب حاضر حاصل تلاش‌های همسر وی خانم دوروتی کارنگی است که بر اساس یادداشت‌ها و نظریات وی پس از مرگ ایشان جمع‌آوری و به چاپ رسیده است. دیل کارنگی اعتقاد داشت آدمی از طریق سخن گفتن شخصیت انسانی خود را به نمایش می‌گذارد.

کسب مهارت‌های اساسی:

از تجربه دیگران بهره ببرید و دل و جرئت پیدا کنید.

هیچ‌کس نیست که مادرزاد بتواند در جمع صحبت کند. این روزها به نظر ما در جمع صحبت کردن همان سخن گفتن عادی اما کمی گسترده‌تر است. این روزها دوست داریم سر سفره، در کلیساها، در رادیو و تلویزیون حرف‌های ساده و بدون ادا بشنویم و احساس کنیم گویندگان با ما سخن می‌گویند نه برای ما. (برقراری ارتباط صحیح با مخاطب)

آئین سخنرانی
تأثیر تجربه

هدفتان را پیش رویتان داشته باشید.

ذهن و توجه خود را دقیقاً روی اعتمادبه‌نفس و توانایی و قدرتی که یک سخنرانی مؤثر برای شما به همراه می‌آورد متمرکز کنید.

آئین سخنرانی

فکرش را بکنید که آن سخنرانی چه دوستانی را برای شما به ارمغان می‌آورد و چقدر در شغل و کارتان تأثیر خواهد گذاشت. تصور کنید احساسات و افکارتان را با شنوندگان در میان می‌گذارید. وقتی‌که در مقابل جمعی قرار است سخنرانی کنید مجسم کنید و ببینید که دارید با اطمینان نکته به نکته برایشان روشن می‌کنید. بشنوید و ببینید موقعی که جلسه تمام می‌شود با چه اشتیاقی شما را بدرقه می‌کنند. ویلیام جیمز برجسته‌ترین استاد روانشناسی هاروارد می‌گوید:

اگر بخواهید خواب باشید، خواب خواهید بود. اگر ثروتمند، ثروتمند خواهید بود. اگر نتیجه برایتان به حد کفایت مهم باشد حتماً به آن خواهید رسید. دکتر دیوید آلمن جراح بیمارستان آتلانتیک سیتی در مورد یادگیری آئین سخنرانی در سلامت جسمی و روانی می‌گوید:

«این دارو را هیچ داروخانه‌ای نمی‌تواند بپیچد، فقط انسان‌ها می‌توانند آن را بپیچند و آن‌هم اینکه هرکسی فکر می‌کند کاری از دستش برنمی‌آید سخت در اشتباه است»

آئین سخنرانی

سعی کنید این توان را در خود ایجاد کنید که بگذارید دیگران ذهن و دل شما را ببینند. یاد بگیرید که فکر و عقیده خود را برای دیگران، چه در خلوت و چه در جمع آشکار بسازید. موقعی که وارد این تلاش می‌شوید، می‌بینید که من درونتان چنان تأثیری بر دیگران می‌گذارد که هرگز سابقه نداشته است. هرچه بهتر با دیگران سخن‌گویید اعتمادبه‌نفستان تقویت می‌شود و شخصیت بهتر و مهربان‌تری پیدا خواهید کرد. این یعنی ازنظر عاطفی حال‌وروز بهتری پیداکرده‌اید و هرچه حال‌وروز روانی‌تان بهتر شود جسم سالم‌تری خواهید داشت.

پس دومین راهنمایی این است که خودتان را در کاری که الآن از انجامش می‌ترسید موفق تصور کنید و درباره فوایدی که از خوب سخن گفتن در مقابل جمع عایدتان می‌شود با دقت بیندیشید. به گفته ویلیام جیمز اگر نتیجه برایتان به حد کفایت مهم باشد حتماً به آن می‌رسید.

هیچ فرصتی را از دست ندهید

به سازمان‌های مختلف بپیوندید و هر جا از شما می‌خواهند داوطلب شوید و خودی نشان دهید حتی اگر ثانیه‌ای بیشتر نباشد.

آئین سخنرانی

در جلسات روی صندلی‌های عقب ننشینید. حرف بزنید! عضو هر گروهی که به شما فرصت شرکت فعال در جلسات را می‌دهد بشوید. بدین ترتیب شخصیت تأثیرگذارتری در شما رشد می‌کند و زندگی پرتر و جالب‌تری را پیش رو خواهید داشت.

رشد اعتمادبه‌نفس

هرکس بتواند بر ترس خود غلبه کند موفق‌تر و خوشبخت‌تر خواهد بود.

آئین سخنرانی

درباره ترس از صحبت در جمع واقعیت‌هایی وجود دارد.

  1. شما تنها کسی نیستید که از صحبت کردن در جمع می‌ترسید، تحقیقاتی که در کالج‌ها انجام‌شده نشان می‌دهد که ۸۰ تا ۹۰ درصد کسانی که در کلاس‌های سخنرانی شرکت می‌کنند در آغاز از حضور درصحنه و صحبت جلوی جمع می‌ترسند و این در بزرگ‌سالان تقریباً صد در صد است.
  2. بخشی از این ترس مفید است. این شیوه طبیعت است که شما را در مقابل محرکات خارجی آماده می‌سازد. وقتی ضربان قلبتان بالا رفت و یا نفستان سریع‌تر شد نترسید. اگر این آمادگی را بتوانید در حد معقول نگه‌دارید آن‌وقت سریع‌تر فکر می‌کنید و با تأکید و اعتمادبه‌نفس بیشتری حرف می‌زنید.
  3. به گفته بسیاری از سخنران‌های حرفه‌ای آن‌ها هیچ‌وقت نتوانستند ترس از صحنه را به‌کلی کنار بگذارند. این ترس همیشه درصحنه وجود دارد و در چند جمله اول آن‌ها هم به گوش می‌رسد. سخنران‌هایی که ادعا می‌کنند مثل یخ خونسرد هستند و پوستشان هم مثل یخ کلفت است معمولاً حرف‌هایشان هم مثل یخ است.
  4. علت اصلی ترس شما در جمع بسیار ساده است. شما به صحبت کردن در جمع عادت نکرده‌اید. پروفسور رابینسون در کتاب مغز و ساختن می‌نویسد: ترس از جهل و عدم اعتمادبه‌نفس ناشی می‌شود. برای بسیاری از افراد به دلیل کیفیت نا شناختی جمع این ترس هیجان به همراه دارد و این تنها با تمرین و تکرار برطرف می‌شود.
  • تنها سخنرانی قابل‌اطمینان است که متنش را از قبل تهیه‌کرده‌اید.
  • هیچ‌وقت متن را کلمه به کلمه حفظ نکنید.
  • نظرات خود را پیشاپیش منظم و مرتب کنید.
  • سخنرانی را با دوستانتان تمرین کنید.

اگر می‌خواهید اعتمادبه‌نفس پیدا کنید کاری را که به شما امنیت خاطر می‌دهد انجام دهید. دانیل وبستر فکر می‌کرد در مقابل تماشاگران ایستاده و از قبل لباس‌های مناسب می‌پوشید و هم کاملاً متن سخنرانی خود را آماده می‌کرد.

از قبل ذهنتان را آماده موفق شدن کنید.

در هر فرصتی که برای صحبت پیش می‌آید به تجربه موفق بیندیشید. برای رسیدن به این هدف سه‌راه وجود دارد:

  1. خود را در موضوع غرق کنید. جوانب مختلف موضوع را طوری بررسی و درک نمایید که پس از ارائه سخنرانی‌تان شنوندگان تبدیل به آدم‌های بهتر شوند.
  2. حواس خود را از محرکات منفی که آشفته‌تان می‌کند دور کنید. ذهن خود را از عوامل محرکی که ممکن است باعث خراب کردن سخنرانی‌تان شود دور کنید.
  3. به خودتان دلداری بدهید. گاهی سخنرانان اغوا می‌شوند که موضوع سخنرانی‌اش را عوض کند. در چنین مواقعی که منفی گرایی به‌کلی اعتمادبه‌نفس را از بین می‌برد به خودتان دلداری بدهید و بگویید که بیشتر از تک‌تک شنوندگان صلاحیت‌دارید که درباره این موضوع حرف بزنید. اگر تحریک و انگیزه درونی چنین خاصیتی دارد پس ببینید تأثیر دلداری و ملاطفت درونی چقدر است. نفس عمیق بکشید. اکسیژن بیشتر باعث می‌شود روحیه تن بهتر شود و شجاعت پیدا کنید. قامتتان را صاف نگهدارید. نگاه مستقیم به چشمان شنوندگان باعث می‌شود با اعتمادبه‌نفس صحبت کنید و با اطمینان حرف بزنید.

راه سریع، آسان و مؤثر صحبت کردن

مهم‌ترین قانون برای سریع و مؤثر صحبت کردن این است که شنونده‌ها و بیننده‌ها را وادار به صحبت کردن و توجه آن‌ها را جلب کنیم.

درباره چیزی حرف بزنیم که از طریق تجربه یا مطالعه حق حرف زدن درباره آن را به دست آورده‌ایم…

همیشه درباره موضوعی سخنرانی کنید که اطلاعات زیادی درباره آن موضوع داشته باشید و همیشه توجه بسیاری را به آن مبذول می‌داشتید.

به شنوندگان بگویید که در زندگی‌تان چه آموختید و مطمئن باشید که باجان و دل گوش به سخنان شما می‌دهند.

موضوعاتی را که مربوط به دوران کودکی و خانواده شما می‌شود توجه همگان را به خود جلب می‌کند چون همه ما علاقه‌مندیم بدانیم دیگران چگونه بر مشکلاتشان فائق آمدند.

درباره عقب‌نشینی آرزوها و پیروزی‌هایتان صحبت کنید و تصویری حقیقی از زندگی ارائه دهید و مطمئن باشید موضوع دلخواه خود را پیداکرده‌اید. موضوعاتی درباره لذت خاص و منحصربه‌فردی که حس تفریح و شادی به شما می‌دهد و نیز موضوعاتی که از کار و تجربه شما درزمینهٔ تخصصتان ساخته‌شده است توجه احترام‌آمیز شنوندگان را جلب می‌کند.

از تجربه‌های غیرعادی که وقتی آدم‌ها بزرگ می‌شوند و همدیگر را به‌طور ناگهانی ملاقات می‌کنند و یا اینکه در طی جنگ زیر بمباران دشمن بودید مثال بزنید.

اعتقادات:

اگر درباره موضوعاتی کمتر از شنوندگان خود اطلاعات دارید بهتر است درباره آن حرف نزنید.

درباره چیزی صحبت کنید که سال‌ها عمر خود را وقف مطالعه و تجربه درباره آن کردید. حرف‌هایی که از درون شما نشئت می‌گیرد و به دل شنوندگان می‌نشیند.

*اطمینان حاصل کنید که صلاحیت بحث درباره موضوع انتخابی خود را دارید یا نه؟

اگر یک نفر از جایش بلند شود و با حرف‌های شما مخالفت کند آیا توانایی و اشتیاق در دفاع از موضوع خود را دارید؟ اگر پاسخ مثبت است پس صلاحیت صحبت درباره آن را دارید.

مشتاق باشید که نظرات خود را با شنوندگان در میان بگذارید. در هر سخنرانی سه عنصر اصلی وجود دارد: ۱٫ گوینده ۲٫ پیام ۳٫ شنونده

موقعی که سخنران مطالبش را برای شنونده بیان می‌کند شرایط مطلوب سخنرانی پدید می‌آید. ممکن است که روی متن سخنرانی به حد کفایت کارشده باشد و گوینده هم در مورد آن مطلب خاص به حد کفایت هیجان داشته باشد. سخنران موفق کسی است که آرزو دارد شنونده همان را احساس کند که او حس می‌کند. با نقطه‌نظرهای او موافق باشد و از تجربه‌هایی که او درباره‌شان سخن می‌گوید به‌اندازه خود او احساس شادمانی و آرامش کند. سخنران خوب شنونده را محور قرار می‌دهد و از خودمحوری پرهیز می‌کند. او می‌داند که موفقیت و شکست سخنرانی‌اش در دل و ذهن شنونده تعیین می‌شود و ارتباطی به او ندارد.

به دست آوردن حق سخنرانی

اگر هنگام آماده کردن متن سخنرانی به این ۴ مرحله توجه کنید مطمئن باشیم که توجه شنوندگان خود را جلب می‌کنید:

  1. موضوع خود را محدود بگیرید و برای آن چهارچوب تعریف کنید.
  2. نیروی ذخیره را بیشتر کنید.
  3. سخنرانی خود را با مثال و تصویر پرکنید.
  4. از کلمات آشنا و صریحی که تصویر ایجاد می‌کند استفاده کنید.

همیشه در طرح یک موضوع به سطح بپردازید نه به عمق و همچنین چندین برابر آنچه باید مطرح کنیم مطلب و اطلاعات جمع‌آوری نمایید. این باعث می‌شود در مواقع ضروری

آماده‌باشیم تا نکته یا سؤال جدیدی را مطرح نماییم؛ و حتماً دقت کنید که این موضوع را به یکی دو روز مانده به‌روز سخنرانی موکول نکنیم تا نیروهای ذخیره‌مان هدر نرود.

سخنرانی خود را با مثال و تصویر پرکنید.

الف) سخنرانی خود را انسانی کنید. به‌گونه‌ای که قابل‌لمس و تصویر باشد.

ب) از اسامی استفاده و صحبت‌های خود را مشخص کنید.

ج) دقیق باشید.

د) با استفاده از گفت‌وگو سخنرانی خود را نمایشی کنید.

ز) با نشان دادن اینکه درباره چه چیز حرف می‌زنید ماجرای خود را بصری کنید.

به سخنرانی جان ببخشید

باید به موضوعی که انتخاب می‌کنید عمیقاً علاقه‌مند باشید. اگر ازنظر عاطفی درگیر موضوعی که می‌خواهید درباره‌اش حرف بزنید نباشید، نمی‌توانید انتظار داشته باشید که شنونده پیامتان را باور کند. بدیهی است که اگر موضوعی را انتخاب کنید که به خاطر تجربه طولانی در آن برایتان هیجان‌انگیز باشد، کمترین مشکلی در ایراد سخنرانی هیجان‌انگیز نخواهید داشت. هرچه منظره‌ای را که توصیف می‌کنید یا احساساتی را که داشته‌اید دقیق‌تر بیان کنید بهتر می‌توانید ذهنیت خود را برای شنونده خود بیان کنید. به شنوندگان خود نشان دهید که چقدر برای حرف زدن درباره موضوع انتخابی خود شوق دارید و ببینید که چطور توجه آن‌ها را به حرف‌های خود جلب می‌کنید.

قبل از شروع سخنرانی، نفس عمیقی بکشید، از میز و صندلی یا تریبون دور بایستید و به آن نچسبید. سر و چانه‌تان را بالا نگهدارید. قرار است شما چیز باارزشی به شنوندگانتان بگوئید و هر حرکت و ژست شما باید این موضوع را واضح و بی‌تردید به آن‌ها منتقل کند.

کسب مهارت‌های اساسی

ارتباط موفق وقتی به وجود می‌آید که گوینده بتواند کاری کند که شنوندگان، خود را بخشی از سخنرانی او بدانند و با آن احساس نزدیکی کنند.

  1. درباره علائق شنوندگان خود حرف بزنید.
  2. صمیمانه و صادقانه قدردانی کنید.
  3. با شنونده همدل شوید.
  4. شنونده را در صحبت‌های خود شریک قرار دهید.
  5. خود را هم‌ردیف با شنونده قرار دهید.سعی کنید سخنرانی خود را با علائق و مسائل شنوندگان درآمیزید و به حرف‌های خود حال و هوای تصویری بدهید. سخنران‌هایی که موفق به این کار نمی‌شوند خود را با شنونده‌ای روبرو می‌بینند که مدام سر جایش وول می‌خورد، از کسالت خمیازه می‌کشد و مدام به ساعتش و در خروجی نگاه می‌کند.تعریف و تمجیدهای توخالی از شنوندگان و یا استفاده از جملات ریاکارانه باعث ایجاد حس منفی در شنونده می‌شود. جملاتی شبیه «خوشحالم که اینجا هستم چون تک‌تک شماها را صمیمانه دوست دارم»

    اگر توان پاسخ به سؤالات را دارید در همان ابتدای سخنرانی خاطرنشان کنید. این باعث ایجاد ارتباطی مثبت بین شما و ایشان خواهد شد. روش ارتباطی دیگر استفاده از نام شنوندگان است.

    در رابطه بین سخنران و شنونده، هیچ‌چیز جای صمیمیت را نمی‌گیرد. یک شنونده خیلی زود می‌فهمد که ذهنیت سخنران نسبت به او و جمعی که می‌خواهد برای آن‌ها صحبت کند چیست و یکی از بهترین راه‌ها برای اینکه سخنران بتواند خود را پیش شنونده عزیز کند این است که خودش را در سطح شنونده و هم‌ردیف با او قرار دهد. کوچک‌ترین لاف در سخنرانی کشنده است. به‌عبارت‌دیگر تواضع، اعتماد و خیرخواهی به همراه می‌آورد. می‌شود متواضع بود اما، حالت آدم‌های عذر خواه را به خود نگرفت.

    سخنرانی برای ترغیب به انجام کاری

    هدف سخنران در هر سخنرانی یکی از موارد زیر است:

    1. ترغیب یا تهییج شنونده به انجام کاری
    2. اطلاع‌رسانی
    3. تحت تأثیر قرار دادن و یا متقاعد کردن
    4. سرگرم کردن

    بسیاری از سخنران‌ها نمی‌توانند منظور خود را بامنظور شنوندگانی که گرد هم جمع آمده‌اند همسو کنند و به همین دلیل هم راه به‌جایی نمی‌برند و مأیوس می‌شوند. باید موضوع سخنرانی خود را متناسب با شنوندگان و موقعیت و زمان انتخاب کنید. اولین کار ترغیب شنونده به عمل است.

    سخنرانی خود را با جملاتی نظیر «وقت نداشتم این سخنرانی را خیلی خوب آماده کنم» یا «رئیس جلسه از من می‌خواستند درباره این موضوع صحبت کنم و من نمی‌دانم چرا مرا انتخاب کردند» شروع نکنید.

    همان‌طوری حرف بزنید که مخاطب متقاعد شود.

    به دست آوردن واکنش مطلوب مخاطب، هدف دلخواه یک سخنران است.

    1. لایق اعتماد باشید
    2. طوری حرف بزنید که جواب «بله» بگیرید
    3. با شوقی مسری حرف بزنید
    4. به تماشاگران خود احترام و علاقه نشان بدهید
    5. با روش دوستانه شروع کنید

    زمانی که می‌خواهیم دیگران را متقاعد کنیم اول خود ما باید درباره آن موضوع متقاعد شویم. ذهن مخاطب آماده پاسخ مثبت است، مگر اینکه سخنران با مخالفت‌گویی با مخاطب بحث کند. مخالفت او را برانگیزد و وی را در موضع دفاعی قرار دهد. در هر تضاد عقیده‌ای هرچقدر هم گسترده و تلخ باشد همیشه زمینه‌هایی برای توافق وجود دارد.

    هنگامی‌که قصد شما متقاعد کردن دیگران است سعی کنید نظریات خود را با شور و اشتیاق فراوان بیان کنید زیرا شور و اشتیاق عقاید منفی و مخالف را پس می‌زند.

    دکتر نورمن وینسنت پیل می‌گوید: «هر انسان در درون خود احساس ارزش، اهمیت و وقار می‌کند. این‌ها را جریحه‌دار کنید و تا ابد او را از دست بدهید»

    بنابراین به شنوندگان خود احترام بگذارید و آن‌ها را دوست بدارید.

    هنر ارتباط برقرار کردن

    ایراد سخنرانی

    آیا باور می‌کنید که برای ارتباط با دنیا، فقط و فقط چهارراه وجود دارد و ما بر اساس همین چهار نوع ارتباط طبقه‌بندی و ارزش‌یابی می‌شویم؟

    1. کاری که می‌کنیم
    2. جوری که به دنیا نگاه می‌کنیم
    3. آنچه می‌گوییم
    4. آن‌گونه که آن را می‌گوییم

     

    • از پوسته خودآگاهتان بیرون بیایید
    • سعی نکنید از دیگران تقلید کنید. خودتان باشید
    • با مخاطب خود گفتگو کنید
    • دلتان را در کلامتان بگذارید
    • تمرین کنید که لحنتان قوی و قابل‌انعطاف باشد

    در یک سخنرانی غیر از کلمات، عناصر دیگری هم دخالت دارند و آن چاشنی و طعمی است که سخنران به کلمات اضافه می‌کند. آنچه می‌گویید مهم است و چگونه گفتنش هم اهمیت دارد. موقعی که طبیعی صحبت می‌کنید کم هستند افرادی که افکار و احساسات خود را دقیقاً مثل شما بیان کنند. به‌عبارت‌دیگر شما فردیت خاصی دارید و یگانه هستید و به‌عنوان یک سخنران این مهم‌ترین دارایی شماست. لطفاً آن را رشد دهید، چون این تنها چیزی است که اهمیت شما را اثبات می‌کند.

    مخاطب امروزی دلش می‌خواهد گوینده تا جایی که می‌تواند صریح سخن بگوید و لحنش مثل موقعی که باکسی گفتگو می‌کند راحت و صمیمی و رفتارش بی‌تکلف باشد.

    تمرین کنید که لحنتان قوی و قابل‌انعطاف باشد

    موقعی که واقعاً عقایدمان را به شنوندگان منتقل می‌کنیم از عناصر آوایی و فیزیکی مختلفی استفاده می‌کنیم. شانه‌هایمان را بالا می‌اندازیم، دست‌هایمان را تکان می‌دهیم، ابروهایمان را در هم می‌کشیم، صدایمان را بالا می‌بریم و … طبیعی سخن بگوییم اما عقاید خود را باروحیه و سرزندگی فراوان بیان کنیم.یک سخنران خوب نباید بپذیرد که گنجینه لغاتش اندک و قوه تخیل و بیانش ضعیف و تنوع و قدرت بیانش اندک باشد. این چیزهایی است که انسان علاقه‌مند به رشد باید در پی اصلاح و پیشرفت آن‌ها باشد.

    نتیجه:باید پایداری کنیم

    هر وقت چیز تازه‌ای مثل سخنرانی در جمع را یاد می‌گیریم هرگز مستمر پیش نمی‌رویم، تدریجی پیشرفت نمی‌کنیم بلکه حرکت ما مثل موج است. گاهی بالا و گاهی پایین میاییم و گاهی برخلاف موج متوقف می‌شویم و همین‌طور در جای خود ثابت می‌مانیم.

    گاهی عقب‌گرد می‌کنیم و گاهی امتیازاتی را که مثلاً به دست آورده‌ایم از دست می‌دهیم و ظاهراً هیچ پیشرفتی نمی‌کنیم اما اگر پشتکار داشته باشیم به‌زودی به همه‌چیز غلبه خواهیم کرد.

۷ دیدگاه

  1. بسیار عالی بود ممنونم

  2. سلام و درود
    مطلبتان در مورد خلاصه کتاب آیین سخنرانی از دیل کارنگی عالی بود .

  3. سلام به شما دوست عزیز
    تنها یک بار مطالعه این کتاب ارزشمند بزرگترین ظلم به خودمان محسوب ممیشه.من خودم بارها و بارها این کتاب جادویی رو مطالعه کردم و هر بار از مطالعه اون چیز تازه ای یاد گرفتم.
    اگه میخایید طرز فکرتون به دنیا تغییر کنه کتاب ایین زندگی و ایین دوستیابی رو مطالعه کنید
    با سپاس
    حمید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *