چرا اراده می کنیم اما حرکت نه؟

یکی از بزرگترین مسائلی که اکثر افراد جامعه با آن دست و پنجه نرم می کنند این است که با وجود داشتن برنامه و هدف باز هم قادر به رسیدن به موفقیت و چشیدن طعم شیرین آن نیستند. در اینگونه مواقع معمولاً رفتارهای متفاوتی در افراد مختلف نمایان میشود. یکی حالتهای افسردگی به خود می گیرد، دیگری خود را سرزنش می کند، بعضیها دیگران را سرزنش می کنند و در و دیوار را به ناسزا می بندند، گاهی تعدادی راه آمده را بازمیگردند و به هدف و برنامه خود شک می کنند اما بدترین حالتی که ممکن است برای کسی پیش بیاید این است که در همان نقطه ای که توقف کرده اند می نشینند و در فکری عمیق خیره به روبرو زانوی غم بغل می گیرند به گمان اینکه راهی بیابند غافل از اینکه راه چاره همان ننشستن است. بله! حرکت کردن.

اغلب مراجعانی که جهت مشاوره شغلی و یا حتی تحصیلی به دفترم می آیند، دچار یک مسأله مشترک هستند و آن سکون است. سکون موقتی که همه آنها را دچار رکود و افسردگی می کند. سکونی که پس از مدتی شکلی مرداب گونه به انسان می دهد. در یکی از مقاله هایم بنام آبی ترین مانع از رکود مرداب گونه بسیار نوشته ام و راهکارهایی را ذکر نمودم که می تواند برای رهایی از این حالت کمک کند. هنگامیکه این مقاله را مطالعه می کنید تمام تمرینات آن را در لحظه انجام دهید و انجام آن را حتی به یک لحظه بعد نسپارید، انگار زمان برای انجام آن تمرین متوقف شده است و دنیا منتظر شما میماند تا آن را به دقت انجام دهید و سپس شروع به حرکت کند. پس اگر روی لینک آبی ترین مانع را کلیک نکردید همین الآن بازگردید و آن را به دقت مطالعه و تمریناتش را انجام دهید، سپس به این صفحه بازگردید و این مقاله را هم تا انتها مطالعه کنید تا از چالش “چرا اراده می کنیم اما حرکت نه؟” خارج شوید. میخواهم نکته ای را به شما یادآور شوم. این نکته مانند رازی است که با دانستن آن کلید طلایی موفقیت را در دستانتان قرار خواهم داد. شاید بسیار آسان و مسخره به نظر آید اما باور کنید تنها یک راه برای رسیدن به موفقیت وجود دارد و آن این است که هیچگاه از حرکت نایستید.

ایستادن در مسیر موفقیت عواقب ناخوشایندی به همراه دارد. عواقبی مانند رکود، اتلاف زمان، افسردگی، غالب شدن خستگی، یادآوری خاطرات تلخ گذشته، سختیها و بسیاری مسائل و موارد دیگر که مطمئناً چند مورد از آنها را خودتان تجربه کرده اید. درباره زمان گفتم این نکته را یادآور شوم. شاهین کلانتری عزیز، مقاله زیبایی درباره مدیریت زمان نوشته است، با مطالعه آن کامنتی زیر مقاله حک کردم که اعتقاد و باور من است. لینکش را برایتان میگذارم میتوانید مطالعه کنید. مدیریت زمان، شاهین کلانتری

حقیقت این است که ما با نگاهی از پایین به بالا به زمان نگاه می کنیم و از دنیا کلمه قدرتمندی ساختیم که در قصر باشکوه او خدمتگزاری می کنیم و این حقیقت تلخ به یک قانون محدودکننده علیه خودمان تبدیل شده که در مسیر موفقیت دست و پای حرکت را از ما گرفته طوریکه به محض سردرگمی، فراموش کردن راه چاره، برخورد با یک مسئله و یا … با نگاهی خسته توقف می کنیم و به دنیا فحش می بندیم و به پادشاهی اش ناسزا می گوییم. حتی با زمان هم خداحافظی می کنیم و پشت سر ثانیه هایی که با ایستادنمان تلف میشوند کاسه ای آب زلال می ریزیم آنگونه که پشت مسافر آب میریزند به گمان سلامتی اما غافلیم از اینکه ثانیه ها بازنمی گردند.

😛  راهکار من این است که نایستیم، اصلاً بگذارید اشتباه برویم، بگذارید بدون انجام کاری مؤثر مسیر را طی کنیم و زمان را همراهی کنیم اما کاری که انجام میشود یک چیز است ما در این لحظات کاری انجام داده ایم و آن همراهی ثانیه ها بوده است، حرکت کنید زیرا لحظه ای چشم باز میکنید و میبینید که علاوه بر همراهی زمان، چند متری از مسیر را نیز طی کرده اید!

به خود باز گردید، ری شارژ کنید اما نایستید، دائماًحرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *